خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم…یا لطیف…و من به دنبال خودم میگردم درون این آشوب زدگی هادنبال کسی که چندین سال است رفته است و برنگشته است…مینشینم وسط حجم پاییزی خودم…میان خش خش استخوان های تنممیان قطره های اشکم

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

…بسم رب نور

خیلی اتفاقی یادم افتاد دقیقا همان شب

خیلی اتفاقی

حالا فکر میکنم به جنون...

ببه خیالات و توهماتم...

برای هادی جانم؛ من به خودم دروغ نگفته ام،مرا پیش دلم بد عهد نکن…

برگرد ..

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

بسسم الله الرحمن رحیم آرژوهای جدیدی در سرم پرورانده ام... هدف های سخت تریهمت میخواهد رسیدن بهشان... انگیزه میخواهد... کاش بودی,قوت قلبم میشدی و دستم را به زانویم میگرفتم و بلند میشدم و تو تک تک لحظه ه

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

محکم تر میشوم...مصمم تر..سینه ام را بیشتر سپر میکنم، مگر در راه رضای خدا قدم گذاشتن چشم داشت میخواهد؟هر گمان و هر تهمتی…خدا میبیندخدا میداندخدا آغوشش را باز میکند و میگوید دلبر کوچک من غصه نخورمن دیدم

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

مرا دوباره به آن روز های خوب ببر
سپس رها کن و برگرد،
من نمی آیم…


برای هادی جانم:إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ (محمد/٧)

این آیه را که میبینم بند دلم پاره میشود از بس که قدمی از قدم بر نداشته ام...

عشق چیز عجیبیست

چیزی شبیه ...

شبیه "تو"…

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

بسم الله الرحمن الرحیم بعد از سال ها به زیارت رفتم…با تمام جانمبا تمام دلم… همه چیز دست به دست هم دادند تا راهی شوم… وارد حرم شدم و سلطی از محبت بر سرم خالی شدوارد حرم شدم و سطلی از آرامش ریختند بر سر

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

بسم الله الرحمن النور العظیم …چه دروغ هایی که نشنیدم و نگفتند!آن هم چه آدم هاییچه آدم هایی… تنهایی خودم را بغل میگیرم و میبرم گوشه ای مینشانمدستان خودم را میگیرم و نوازش میکنمبه خودم دلداری میدهم و خو

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

بسم الله الرحمن الرحیمظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرواز تواضع سر به زیر انداختم،خم نیستم.... و من پر توقع بریده از این و آن را تو خوب میشناسیخوب میدانی که چه محکم به آستان تو گره خورده ام و غی

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

و هر نفسی چشنده ی مرگ است… مرا مجبور کردی که آیه های قبل از خوابم را نیز مرور کنم و من به شکل خارق العاده ای تصمیم میگیرم سوره را از اول بخوانم!چقدر این آیه آشناستامروز کجا به گوشم خورده بود؟برف قاتی

برچسب: نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 اسفند 1398 ساعت: 19:36

صفحه بندی